عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

985

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

در روز جمعه بيست و هفتم بر جمعيتشان افزود . قريب دو سه هزار نفر متحصن شدند . سفارت هم در باغ خود چادرها زد و كمال احترام را به آنها گذاشت و خواست شام و ناهار به آنها بدهد . قبول نكردند و خود مخارج مىدهند . در خيابان سفارت ازدحام غريبى است . نوكر باب « 1 » را سفارت راه نمىدهد . مطالب خود را به سفارت گفته‌اند . يكى امنيت ، دوم قانون ، سوم آمدن علما به طهران . سفارت گفته كه مطالب آنها را انجام بدهد . گفتند آقا سيد محمد و آقا سيد عبد اللّه از دولت انگليس موظف مىباشند . در بلوايى خيلى به آنها پيغام دادند كه به سفارت بياييد ، مقاصد شما برآورده مىشود . براى دولت خطرات بزرگ در ميان است . چشم و گوش مردم باز شده و چاره ندارد و هركس كه داخل سفارت مىشود يك بليت با نمره به او مىدهند . روز شنبه بيست و هشتم را خيال دارند دكاكين را ببندند « 2 » . مىگويند جمعيت علما و اطراف آنها تا امروز به ششصد نفر رسيده و هرروز به آنها از طهران در حسن آباد ملحق مىشود . از طرف دولت هم مأمور با سوار فرستاده‌اند كه علما را مانع شود كه داخل شهرهاى وسط راه بشوند . طهران در عشر سوم جمادى الاولى 1324 ، دولت محض اسكات مردم ولايات به جهت خفتى كه به علما داده قانون عدليه از خود نوشته و در روزنامه منتشر داشته هرچند كه به اعمالش رفتار نخواهد كرد . طهران در روز بيست و ششم كه مردم ابتدا به سفارت انگليس بست نشستند قريب دويست نفر بيشتر نبودند . شارژدافر دولت « 3 » انگليس به آنها گفت ما بيشتر از ششصد نفر قبول نمىكنيم و مقصودش اين‌كه جمعيت مردم زياد شود . اين بود كه روز بعد مردم ازدحام كردند و اغلبى شب به خانه مىرفتند و روز به سفارت برمىگشتند .

--> ( 1 ) . يعنى كارمند دولت ( 2 ) . متن همه جا : به‌بندند ( 3 ) . Grant Duff